WESTWORLD

فلسفه اگزیستانسیالیسم موجود بودن یک چیز را مقدم بر ذات و ماهیت آن می‌داند. بنابراین مهم نیست که ربات‌های این سریال یا کپی‌های فیلم بلیدرانر ماهیت انسانی ندارند همین که موجودی شبیه به انسان هستند کافی است که به آنها انسان بگوییم.

از مفاهیم جانبی اگزیستانسیالیسم، پروژه (داشتن هدف و برنامه)، سوژه (اندیشه و تفکر ذهنی)، اکت (عمل کردن)، آزادی به معنی داشتن حق انتخاب در تعیین و تغییر سرنوشت و مسئولیت‌پذیری همراه آزادی در قبال دیگران می‌باشند.

فرد اگزیستنتال خود را دارای حق انتخاب در تعیین و تغییر سرنوشت می‌داند و با در دست گرفتن سرنوشت خود (اکت) خود و دیگران را تغییر می‌دهد. او به تقدیر باور ندارد، از اینرو ارتباط او با آسمان قطع شده و این تنهایی در مواجه با یافتن پاسخ پرسش‌های بنیادی می‌تواند به حس انزوا و پوچی در او منجر شود.

مفاهیم درج شده در بالا همگی در سریال به کار گرفته شده و مشهود هستند. تا میانه سریال بیننده تصور می‌کند برنارد یک انسان و دست راست فورد است ولی بعدا مشخص می‌شود که او هم یک ربات است. همین مسئله در شخصیت اد هریس هم وجود دارد. تمام سریال تا صحنه بعد از عنوانبندی قسمت بیست، بیننده تصور می‌کند او یک انسان است اما مشخص می‌شود که در واقع یک کپی از خودش است. بنابراین بودن، مقدم بر ماهیت افراد در سریال است. دو کاراکتر زن سریال که ربات هستند به مرور دچار خودآگاهی شده و سرنوشت خود و دیگران را تغییر می‌دهند. مسئولیت‌پذیری ربات زن سیاه‌پوست برای نجات دخترش منجر به مرگ او می‌شود. انزوا، پوچی و سرگشتگی اگزیستنتال را می‌توان در شخصیت فورد، برنارد و کاراکتر اد هریس مشاهده کرد.

ارزش واقعی یک انسان به اندیشه و ذهن او (سوژه) تعلق دارد. وقتی ذهنیت Dolores در کالبد شارلوت قرار می‌گیرد، تغییر کالبد شخصیت او را تغییر نمی‌دهد و او با بیرون آوردن فقط ذهن دوستانش می‌تواند دوباره آنها را احیا کند.

اگر به فیلم‌هایی که مبتنی بر اگزیستانسیالیسم و مفاهیم آن ساخته شده‌اند علاقه دارید من Locke ، Collateral و انیمیشن به شدت بزرگسالانه Sausage Party را پیشنهاد می‌کنم.


/ 0 نظر / 14 بازدید