یکی از معدود فیلمهای تاریخ سینما که با یک برداشت (فیلمبرداری بدون قطع) ساخته شده. البته این فیلم که شکل عجیبی دارد با چهار برداشت و چهار دوربین ساخته شده و این چهار برداشت همزمان در چهار قسمت تصویر نمایش داده میشوند و بسته به اهمیت، صدای یک قسمت از باقی قسمتها بیشتر است. به نظر من این سبک فیلم شاید شجاعانه و آوانگارد باشد ولی نقض غرض است چون امکان تمرکز روی چهار قسمت پرده و هر چهار تکه فیلم به طور همزمان وجود ندارد و جذابیت تک برداشت کلا از بین میرود مگر اینکه فیلم را چهار بار تماشا کنید که دشوار است. در کل فیلم خسته کننده و طاقت فرسا است فقط اگر بدنبال تکمیل لیست فیلمهای خاص ندیده شده هستید شاید دیدن فیلم ضروری باشد.
از سایر فیلمهای تک برداشته میتوان به فیلمهای زیر اشاره کرد:


Russian Ark .2002
فیلمبرداری سبکبال، نرم و مسحورکننده اما فیلمی کشدار و خسته کننده در ژانر تاریخی.

La Casa Muda .2010
فیلمبرداری روی دست و مستندگونه، فیلمی در ژانر وحشت و مالیخولیایی اما نه ماورائی. غیر از فیلمبرداری عالی از موسیقی، داستان و سایر ویژگیهای یک فیلم سینمایی استاندارد هم بهره مند است.
از نظر میزان ترسناک بودن میتوان فیلم را با The Conjuring 2013 مقایسه کرد. فیلم فقط با موسیقی و تعلیق مو بر اندام بیننده سیخ میکند.

Fish and Cat 2013 (گربه و ماهی)
ماهی و گربه ساخته شهرام مُکری، فیلمبرداری کمی لرزان است و کلا در فضای باز انجام شده، داستان فیلم تکه تکه و از چندین داستانک با محور مشترکِ بودن اطراف یک دریاچه ساخته شده. این فیلم هم به اندازه کافی خسته کننده است و ترکیبی از جنایی، ماورائی، عشقی و روانشناسانه است. از ویژگی مهم فیلم شکست زمان و تدوین مارپیچ است که در حین فیلمبرداری انجام شده (تکرار یک صحنه و دیالوگ، از زوایای مختلف و ادامه داستان و فیلم در مسیری دیگر) ، رد پای فیلم تانگوی شیطان Satantango 1994 در این شکل از تدوین به وضوح مشخص است.
به علت این تکرارهای فراوان، زمان واقعی فیلم (مدت زمانی که داستان در آن اتفاق میافتد) از زمان پخش فیلم (زمانی که طول میکشد فیلم تمام شود) کوتاه تر است.

PVC-1 .2007
دوربین فعال و پر تحرک ، فیلمبرداری کم لرزش و مستندگونه ، استفاده از کلوزآپ در فیلم از ویژگیهای فیلمبرداری هستند. فیلم تیریلری برخاسته از حوادث واقعی است ، ریتم خوب و داستان منسجمی دارد.

Victoria - 2015
موضوع و داستان فیلم از جنس رئالیسم اجتماعی است، داستان و ماجرای کمی دارد اما فیلم بدون قصه و بدون هدف نیست. موسیقی فیلم اندک ولی عالی و در جاهایی سوزناک است.
اگر حوصله دیدن فیلم را ندارید قطعه Pendulum ساخته آهنگساز فیلم Nils Frahm را برای گوش دادن پیشنهاد میکنم. آلبوم موسیقی فیلم به طور جداگانه هم منتشر شده.
ویکتوریا مونث شده نام ویکتور به معنی پیروز است که بعد از تماشای فیلم علت این نامگذاری را متوجه خواهید شد. فیلمبرداری پر لوکیشن و چند جا پر تحرک است و میشود گفت عالی انجام شده. اولین نام در عنوانبندی پایانی فیلم نام فیلمبردار است. داستان فیلم دو ساعت از زندگی چند جوان بزهکار و علاف را از سحرگاه تا سپیده دم روایت میکند.
جمله تبلیغاتی فیلم (Tagline) : « یک دختر ، یک شب ، یک شهر ، یک برداشت » است. فیلم مصداق این جمله است که : فردا نمیتواند عینا مانند امروز باشد.