از ویژگیهای خاص فیلم یکی آخرین بازی فیلیپ سیگور هافمن فقیده که احتمالا همین یک دلیل برای دیدن فیلم کافی است.
دومین ویژگی بازی همایون ارشادی در نقش یک عرب حامی تروریست است.
شخصیت اصلی فیلم که هافمن بازی کرده ، ماموری خسته و داغان و وظیفه‌شناس و کمی مهربان شبیه به شخصیت جرج اسمایلی (با اسماعیلی فرق دارد) کاراکتر ثابت تعدادی از رمانهای لوکاره است.
بعد از جنگ جهانی دوم بسیاری از رمانهای جاسوسی و متعاقب آن فیلمها دارای دشمن نازی بودند. (پرونده اودسا، وزارت ترس، امور مرگبارThe Deadly Affair ، پرده پاره، یادداشتهای کوییلر). بعد که جنگ سرد شروع شد دشمن تبدیل به روسها شدند (کاندیدای منچوری، جاسوسی که از سردسیر آمد، تلفن) جنگ سرد که تمام شد نوبت به اعراب و مسلمانها رسید (دروغهای واقعی) تا به امروز. لوکاره نیز پا به پای سیاست روز دشمن فرضی‌اش را تغییر داده و مطابق مد روز داستان نوشته. به عنوان یک نظر شخصی، داستانهای جاسوسی که بعضا توسط بازنشستگان سرویسهای اطلاعاتی نوشته میشود وظیفه انحراف افکار عمومی و جا زدن دروغ به جای واقعیت را دارند.
فیلم مانند سایر آثار ساخته شده از رمانهای لوکاره کشدار و خسته کننده است بخصوص وقتی با باورهای مخاطب هم سازگار نباشد.