شهر دیترویت در ایالت میشیگان روزگاری محل شرکت خودروسازی ژنرال‌موتورز بود که برندهای کادیلاک ، GMC و شورلت (بیوک،کامارو،نوآ) را تولید می‌‌‌‌کرد اما تصمیم نئولیبرالیزمی‌‌‌‌ صاحبان کارخانه که به دنبال سود بیشتر و کارگر ارزانتر بودند کارخانه را در دیترویت بست و آنرا به سایر کشورها منتقل کرد. بعد از آن دیترویت و میشیگان به یکی از فقیرترین و ویرانترین شهرها و ایالتهای آمریکا تبدیل شدند. فقیر بودن سه جوان دزد ، کوچه‌ها و خانه‌های ویران و خالی از سکنه که در فیلم مشاهده می‌‌‌‌شود و علاقه آنها به خروج از دیترویت، واقعی و ناشی از همین انتقال کارخانه خودروسازی است. دست بر قضا اتومبیل سه سارق جوان فیلم یک شورلت کامارو قدیمی‌‌‌‌ ساخت ژنرال‌موتورز است که هنوز طرفدارن زیادی دارد و نوستالژی بسیاری را بیدار می‌‌‌‌کند.
داستانِ چندبعدی و چندلایه، نقاط عطف و گره فراوان که موجب تعلیق دائم در فیلم شده، شخصیت‌پردازی، فیلمبرداری عالی همراه با شاتهای طولانی ، فیلم را متمایز با آثار مشابه خود کرده. یکی از خلاقیتهای فیلمبرداری نشان دادن تاریکی مطلق شبیه به دید در شب است، در حالیکه کاراکترهای فیلم چیزی نمی‌‌‌‌بینند ما می‌‌‌‌توانیم آنها و رویدادهای اطرافشان را مشاهده کنیم.
ابتدای فیلم صحنه‌ای از پایان آن به نمایش در می‌‌‌‌‌آید و بیننده تصور می‌‌‌‌کند پایان داستان را تقریبا می‌‌‌‌داند اما در انتها سازندگان دو غافلگیری به آن پایان اضافه می‌‌‌‌کنند تا حدس بیننده از این پیش آگاهی را مخدوش کنند و تعلیق فیلم تا انتها ادامه پیدا می‌‌‌‌کند.
در مجموع فیلمی‌‌‌‌ ارزان و طبعا مستقل، خوش ساخت و خلاقانه و دارای فیلمنامه‌ای مستحکم است.