اگر به سینما علاقه دارید مجبورید فیلمهای جارموش را تماشا کنید اما اگر فقط به فیلم دیدن علاقه دارید سراغ آثار جارموش نروید.
حسن خوب جارموش باج ندادن به تماشاچی، زاویه داشتن با هالیوود و جریان اصلی سینما و ساختن آثار مستقل و مورد علاقه خودش است اما حسن بد آثار جارموش کمبود مفاهیم اجتماعی، سیاسی موجود در بستر جامعه آمریکا است که زیاد به آنها توجه ندارد.میدانم که واژه‌های حسن خوب و حسن بد غلط هستند اما برای توضیح آثار جیم جارموش ناگزیر باید از این لغات کج و معوج استفاده کرد. دو فیلم Dead Man و Only Lovers Left Alive که ظاهرا در ژانر وسترن و ترسناک/ خون آشامی و فیلم Ghost Dog: The Way of the Samurai که در ژانر جنایی/گنگستری ساخته شده‌اند اما ضد ژانر هستند و با موارد مشابه ژانر خود خیلی فاصله دارند و به اصطلاح جارموشی هستند. Ghost Dog تنها فیلم پست مدرن جارموش است.
در فیلم پترسون اشاره‌ای به ایرانی بودن کاراکتر گلشیفته فراهانی نشده اما دو ترانه ایرانی که در ابتدای فیلم به گوش میرسد و تیشرت لورا که متن فارسی بر روی آن نوشته شده قطعا ایرانی هستند که شاید برای تشکر از گلشیفته برای بازی در این فیلم استفاده شده‌اند. نقش و نگارهای سیاه و سفید کشیده شده توسط لورا (فراهانی) گرچه با شخصیت شاد و شنگول او در فیلم منافات دارند اما شاید به مفهوم خیر و شر،نور و تاریکی زرتشتی و ثنویت یا دوآلیسم مانوی که ریشه ایرانی دارند اشاره داشته باشند.
این فیلم بهترین اثر جارموش نیست اما بدترین اثرش هم نیست. شخصا فیلم Coffee and Cigarettes را بیشتر از سایر آثارش دوست دارم و به نظرم «مرد مرده» بهترین فیلمی است که تا به امروز ساخته.